موارد پالایش شده بر اساس تاریخ: 1398/6
جمعه, 15 شهریور 1398 ساعت 05:44

شب ششم محرم

شب ششم: حضرت قاسم(ع)
شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع). وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان آیا من نیز به فیض شهادت نائل می‌شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می‌بینی؟ قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین‌تر!

شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.


 جلوه ي روي پنج تن قاسم     ابنِ اِبنِ ابوالحسن قاسم
ماهْ رخسار انجمن قاسم         سرو خوش قامت چمن قاسم
ذكر من وقت پر زدن قاسم      كيست اين نوجوان؟قرار حسن

وارث عزّت و وقار حسن        دُرّ دردانه ي تبار حسن

همه جا هست دستيار حسن     حسن خانه ي حسن قاسم

گيسوان حسن مجعّد بود         پاي تا فرق چون محمّد بود

عشق بي عشق او مردّد بود    رنگ او سبز چون زبرجد بود
پس عقيق است در يمن قاسم   گردش چرخ بي دَمَش، مـُختَل
همه بي قاسمند، ول مَعطل      نكته اي گويمت ولي مُجمَل
خوش بحالش كه بود از اوّل    با اباالفضل همسخن قاسم

در جلالت به كبريا رفته         صولتش هم به مصطفي رفته
هيبتش هم به مرتضي رفته    در كرامت به مجتبي رفته
                با حسين است هموطن قاسم

منتشرشده در فروغ فلق
پنج شنبه, 14 شهریور 1398 ساعت 06:55

شب پنجم محرم

شب پنجم: حضرت زهیر(ع) و…
این شب مانند شب چهارم میان چند شهید کربلا مشترک است. شب پنجم به حبیب بن‌مظاهر و حضرت عبدالله بن حسن کودک هشت ساله امام مجتبی (ع) نیز منسوب است. عبدالله(ع) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به شهادت رسید.


 

 هرکه خواهد بخدا بندگی آغاز کند             باید عبداللَهی احساس خود ابراز کند
کیست این طفل که در کودکی اعجاز کند      قدرت فاطمی اش بُرده به بابا حَسَنش
کیست این طفل که تفسیر کند مردن را        سهل انگاشت به میدان عمل رفتن را
غیرت حیدری اش ریخت بهم دشمن را       یازده ساله ولی لایق رهبر شدنش
واژه ای نیست به مداحی این آزاده           چه مقامی است خدا داده به آقازاده
از کجا آمد و راهش به کجا افتاده             دامن پاک عمو بود از اول وطنش
                 بی زِرِه آمد و جان را زِ ره قرآن کرد


 

منتشرشده در فروغ فلق
چهارشنبه, 13 شهریور 1398 ساعت 05:30

شب چهارم محرم

شب چهارم: حضرت حر(ع)
شب چهارم عزاداری محرم اختصاص به یکی از شهیدان سربلند کربلا یعنی حربن یزید ریاحی دارد. البته این شب را به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب کرده‌اند. حر الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین(ع) چنین جایگاه وارسته‌ای نداشت و به گفته خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب‌ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.


 

تا روز انتقام تو حرف جدید نیست     روزی برای شیعه تو روز عید نیست

 

باید تمام عمر فقط با حسین بود        ما را هوای معرفت با یزید نیست

 

ما دیده ایم آخر قاضی شُرَیح را        هر مو سپید آخر سر رو سپید نیست

 

آن کو رها نمود تو را بعد تو دگر      هفتاد بار کشته شود هم شهید نیست

 

آه ای بنی امیه به کوری چشمتان      دیگر حسین مثل گذشته وحید نیست

 

ای دل برای عاقبت اندوهگین مباش   شاید شفاعتت کند از او بعید نیست

 

منتشرشده در فروغ فلق
سه شنبه, 12 شهریور 1398 ساعت 11:24

شب سوم محرم

شب سوم: حضرت رقیه(س)
رقیه(س) دردانه سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک او در بعضی از کتاب‌های تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام فاطمه صغری یاد کرده اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال ۶۱ ه ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود. حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریده پدر به زبان آورده به خوبی می‌توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.


غم گرفته سر تا پامو ببین بابا       امشبو تا صبح رو پاهام بشین بابا

تا بگن پیشِ دشمن کم نیاوردن      تو بگی آفرین بابا

شام خیبر بود و عمه فاتحِ خیبر    عمه حیدر بود و من هم مالک اشتر

عمه رهبر بود عمه حیدر بود       عمه مادر بود ای جانم عمه 

عمه دریا بود ای جانم عمه         عمه تنها بود ای جانم عمه

نمیدونی کی دلتنگت شدم بابا        با چه حالی از بازار اومدم بابا

از همون بازار اومدیم به ویرونه   من صدات میزدم بابا

بین بازار شام و اون همه فریاد    عمه کاری کرد که همه شدیم آزاد

 

منتشرشده در فروغ فلق
سه شنبه, 12 شهریور 1398 ساعت 11:16

شب دوم محرم

شب دوم: ورود به کربلا
امام حسین(ع) روز دوم محرم سال ۶۱ ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی‌وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامه راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.

 


السلام علی ساکن کربلا ...
اَلسَّلامُ عَلیَ مَن اَلْاجابَهُ تَحتَ قُبَتهِ 
اَلسَّلامُ عَلیَ مَن جَعَلَ اللهُ الشِّفاءَ فی تُرْبَتهِ 
اَلسَّلامُ عَلیَ ابْنِ خاتَم الاَنبیاءّ
و عَلَى ابْنِ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ
واَلسَّلامُ عَلیَ ابْن فاطمه الزَّهْرآءُ
اَلسَّلامُ عَلیَ منحور فی الورا ...

منتشرشده در فروغ فلق
سه شنبه, 12 شهریور 1398 ساعت 11:12

شب اول محرم

شب اول: مسلم بن عقیل
مسلم، نخستین شهید واقعه کربلاست. شهادت او کمی پیش‌تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی‌های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.


 از راه دور نوکر خود را صدا بکن             قدری به این سفیر خودت اعتنا بکن   

 تنها،شکسته،خسته و شرمنده ام حسین      مسلم غریب گشته برایش دعا بکن 

 این گرگهای سابقه داری که دیده ام           یوسف کشند،پیرهنی دست و پا بکن

بازار هم برو و برای محارمت                  چندین قواره چادر مشکی سوا بکن

مسلم فدای تکیه به نی دادنت شود             آقا نه ، نه ، نیا و سفر را رها بکن

کوفه پر از مشاغل تلخ است حسین جان      فکری برای کوچه ی قصابها بکن

منتشرشده در فروغ فلق
یکشنبه, 10 شهریور 1398 ساعت 10:32

تسلیت ایام سوگواری امام حسین(ع)

محرم آمد و دلها غمين شد                غم و عشق وبلا با هم عجين شد 
حسين آماده، بهر جانفشاني است     دوباره فاطمه قلبش حزين شد . . . 

         فرا رسيدن ايام عزاداري سيد الشهدا بر شما 
و تمام شيعيان و دلسوختگان و عاشقان «امام حســـين عليه السلام» تسليت باد.

منتشرشده در فروغ فلق